مرتضى مطهرى
314
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عزيزانم ، امروز روز شهادت است ، امروز روز فداكارى در راه اسلام است . من مىدانم كه من شهيد مىشوم شما هم شهيد مىشويد . من از شما فقط يك تقاضا دارم ، دلم مىخواهد من زنده باشم يك يكِ شما برويد شهيد بشويد و من مرگ جوانان خودم را به چشم خودم ببينم و بعد خودم شهيد بشوم . پسرانش گفتند : سمعاً و طاعةً ما اطاعت مىكنيم ، و همين كار را كردند . علاوه بر ظلم و فساد اخلاق و تفرق و تشتت ، امر به معروف و نهى از منكر به كلى متروك شده بود كه امام حسين در كلمات خودش مكرر اشاره مىكند : الا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لايُعْمَلُ بِهِ وَ الْباطِلَ لايُتَناهى عَنْهُ نمىبينيد چگونه به حق عمل نمىشود و مردم از باطل بازداشته نمىشوند ( يا چگونه هيچ كسى نهى از منكر نمىكند ، نهى از منكر از ميان مردم رفته است ؟ ! ) مردم دنيا بدانند كه ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً ، انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى ، اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْكَرِ مردم دنيا بدانند كه حسين ، حرصْ او را وادار به قيام نكرده است ، دنبال دنيا و مقام نيست ، حسين يك مفسد و اخلالگر نيست ، حسين يك ستمگر نيست ، حسين يك مصلح است ، مىخواهد در امت جدش اصلاح به عمل بياورد . حسين احساس مىكند كه چه شكافها و چه مفاسدى در امت اسلام واقع شده . براى اين كه اين شكافها را پر كند و اين مفاسد را از بين ببرد و اصلاحاتى در امت جدش به عمل بياورد قيام كرده است . ماهيت قيام حسينى را [ اعلام مىكند . ] اريدُ انْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى عَنِ الْمُنْكَرِ . امر به معروف و نهى از منكر ترك شده ، من مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم . من مىخواهم صداى اسلام را با مظلوميت خودم ، با شهادت خودم به دنيا برسانم . من مىخواهم پيام خودم را با خون خودم بنويسم ، و با خون خودش پيام خودش را نوشت . اگر اين جملهها توأم با اين خون ريختنها در راه خدا نبود آيا تاريخ آنها را تا امروز به اين دقت ضبط كرده بود ؟ ابداً . اباعبداللَّه كارى كرد كه هر لحظهء عمرش از نظر تاريخ ارزش پيدا كرد . بديهى است كه از نظر خودش « 1 » ارزشى داشت ؛ اما از نظر تاريخ و از نظر جامعهء انسانى هر ساعتش ، هر لحظهاش ، هر شبش ، هر روزش درسى شد براى آيندگان . جنگيدنش درس بود ، آرام گرفتنش درس بود ، عبادتش درس بود ، قرآن خواندنش درس بود ، صبرش درس بود ، رضايش درس بود ، توكلش درس بود ، اعتمادش به خدا درس بود ، حتى
--> ( 1 ) . [ يعنى به عنوان عمل يك انسان و يك امام . ]